يادها و نشانه ها يادداشت هاي سعيد عطايي
صدفي به صدف همسايه گفت : "دردي شديد دارم. چيزي سنگين و گرد در درونم رنجم مي دهد." صدف ديگر با تفرعن و حالتي حق به جانب جواب داد: "آسمان و دريا را سپاس مي گويم من دردي در درون خويش ندارم،در درون و بيرون حالم خوب است و سلامتم." در همان حال خرچنگي از آن حوالي عبور مي كرد ،حرفهاي آنها را شنيد و به صدفي كه هم در درون و هم در بيرون سلامت بود گفت: "آري تو سالم و سلامتي ،اما دردي كه همسايه ات را رنج ميدهد مرواريدي به غايت زيباست." نظرات شما عزیزان:
سلام آقا سعيد
بيهوده نگفته اند درد بي دردي علاجش آتش است
درباره وبلاگ ![]() با بارش آخرين برف زمستاني و در غروب آخرين روز بهمن ماه سال 41 در كاشان بدنيا آمدم.روزها يكي پس از ديگري گذشتند . روزهاي پر هيجان انقلاب و شگفت جنگ را نيز از نزديك تجربه كردم . الكترونيك را در دانشگاه شيراز و ارتباطات را در دانشگاه علامه طباطبايي خواندم. نزديك به 30 سال در عرصه هاي مختلف اجرايي كار كردم و اينك زندگي در كنار پدر ، مادر،همسر و دو فرزند آرامش ام مي دهد. آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]()
|